با دوس دخترم رفتيم خونه داييم.
پسر داييم که 6 سالشِ دستشو گرفت گفت بريم تو اتاقم اسباب بازيامو نشونت بدم.
بعدِ 10 دقيقه در حالي که طرف کبود شده از خنده اومد بيرون.
ميگم به چي ميخندي؟
میگه پسر داييت بهم ميگه اون به دردت نميخوره.به هم نمياين،با هم تفاهم هم ندارين
ولي ما داريم.تازه من از اون خوشتيپترم هستم.ولش کن بيا با من دوست شو
نظرات شما عزیزان: